دوباره آبان

 

به یاد پدرم که در غروب سرد و بارانی بیست و هفتم آبان 1380 و در چهلمین خزان زندگی اش نغمه جدایی سرود...

 

دوازده سال گذشت و

من هنوز هم فکر می کنم

آسمان وقتی ابری می شود

لابد تو داری یک جایی

غصه ی ما را می خوری !

دوباره نیستی و

آبان از چشم های

فرزاد دلتنگی شروع شده که

تمام پائیز را گریسته !

از سوگ رفتنت...

این منصفانه نیست

که من پیر شوم و

تو در خیالم

جوان و زیبا ، مثل روزی که رفتی !

آرامشم ؟

این آرامش ظاهرم گمراهت نکند

در درون ، خانه به دوشم !

می بینی

سراغ مرا هیچکس نمی گیرد !

مگر که نیمه شبی

غصه ای !

غمی !

چیزی...

 

پ . ن :
 

بعضی از آدم ها

به بعضی چیزها عادت نمیکنند !

مثل من ، به نبـودن تـــــو...

/ 40 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميترا

هيشكي بعد هيشكي نمرده ولي خيليا بعد خيليا ديگه زندگي نكردن....

بارانم!

سرنوشت آدمها بطور مرموزى ب سرنوشت آدم معروفى که اول بار آن اسم مال او بوده مربوط است و بابا ها اصلأ حواسشان ب اين مطلب نيست و ب اين خاطر ممکن است اسم پسر يا دخترشان را چيزى بگذارند که سرنوشتشان آخر غم انگيزى داشته باشد . "کافه پيانو , فرهاد جعفرى" +به روزم [گل]

شهاب

روحش شاد و روانش به مینو در آرام باد[گل]

ریحانه

سلام رفیق قدیمی ، خوبی؟ کم پیدایی آقا فرزاد ... هر جا هستی خوش و سلامت باشی [گل]

فصل خدا

[گل]

شکیبا

بسیار زیبا

sa}{ar

اومدم به یه دوست قدیمی سر بزنم :) موفق باشی [گل] من بیشتر گوگل پلاسم... اگر هستی برام پ م بذار... :)

ریحانه دختری از دیار تابستان

سلام فرزاد جان،خوبی؟ ممنونم که بعد از مدتها بهم سر زدی خیلی خوشحالم کردی دوست قدیمی و عزیزم و البته خیلی ممنونم از همدلیت مراقب خودت باش :-) ;-)

حسن شکوری

...

ارمیتا

سلام دوست خوبم خیلی زیبا بود منم بعد مدتها اپ کردم خوشحال میشم بیای [گل]